آخرین خبرها

مقاله ای تحلیلی در خصوص باید ها و نبایدهای انتخابات ایران

 

بایدها و نبایدهای انتخابات در ایران

برای جلب مشارکت اعضای یک جامعه در روند تحولات اجتماعی باید زمینه های حضور آن ها در ساختار سیاسی جامعه فراهم شود. بدین منظور در نظام های سیاسی دنیا، مراجعه مستقیم و غیر مستقیم به آراء مردم و برگزاری انتخابات عمومی به عنوان هرم اصلی جلب مشارکت مردم در امور جامعه تلقی می شود. هم چنین یکی از شاخصه های مهم در پیشرفت جوامع، فراهم ساختن فضای لازم برای تعامل و مشارکت آحاد جامعه در تعیین سرنوشت سیاسی است. نتیجه چنین مشارکتی سازندگی بیش تر و قرار گرفتن جامعه در مسیر تعالی و پیشرفت است.

برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران فرصتی است تا به لوازم و بایدها و نبایدهای آن در جامعه امروز ایران بپردازیم:

1. رشد سیاسی لازمه ی انتخابات سالم

معنی انتخابات در نظام سیاسی کشور همان تاثیر رای مستقیم یا غیرمستقیم مردم در امور کشور است. از این رو هر چه آگاهی مردم نسبت به مسایل سیاسی و اجتماعی بیش تر باشد انتخاب درست تری را خواهند کرد. به تعبیر دیگر لازمه ی انتخاب اصلح، رشد فرهنگی و آگاهی های اجتماعی است. برای افزایش دانش و بینش سیاسی مردم باید سال های متوالی فعالیت فرهنگی مستمر انجام شود و صرف شور و هیجان مردم در زمان انتخابات نمی تواند حضور سیاسی آن ها را نهادینه کند. بنابراین اگر شناخت مردم نسبت به کاندیداها بر اثر حجم بالای تبلیغات باشد، ممکن است نظر آن ها بعد از رای دادن تغییر کند.

آموزش مردم برای پذیرش نظام شورایی در امور اجتماعی و اداره کشور باید از مدارس شروع شود و در دانشگاه ها تقویت شود و سپس به فرهنگ عمومی جامعه تبدیل شود. در این میان نقش احزاب و گروه های سیاسی حائز اهمیت است.

متاسفانه بسیاری از گروه های سیاسی صرفا برای حضور در انتخابات و کسب رای مردم هم زمان با انتخابات شکل می گیرند و بعد از انتخابات رسالت اجتماعی خود را فراموش می کنند و این یک آسیب جدی است که در نظام انتخابات کشور ما وجود دارد. گاهی نیز احزاب پیروز در انتخابات بعد از پیروزی، حزب یا جمعیت خود را تعطیل می کنند یا دچار انشعابات مختلف شده و در نهایت کارآیی خود را از دست می دهند. از این گذشته برخی جریانات سیاسی نیز با هر نوع تحزب و شکل گیری احزاب سیاسی مخالفند. همه ی این ها آسیب هایی است که باعث می شود جامعه از نظر رشد سیاسی دچار رکود شود.

رشد سیاسی در طول زمان شکل می گیرد، لذا ساز و کار مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم نیاز به باز تعریف دارد. نمی توان از مردم انتظار حضور حداکثری داشت ولی در طول دوران های مختلف آن ها را وارد بازی سیاست نکرد و صرفا آن ها را به پای صندوق های رای دعوت کرد. اساسا تربیت سیاست مداران و کسانی که صلاحیت نامزدی در انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری را دارند باید امری جدی تلقی شود.

2. نقش آموزش در رشد سیاسی

اگر بپذیریم که سیاست هم علم است و هم فن، به ناچار باید آموزش های اساسی علم سیاست در دوره های تحصیل در مدرسه و دانشگاه انجام بگیرد و سپس با فراهم کردن بستر مناسب در اجتماع، این مهارت در جوانان ایجاد شود.

آموزش و پرورش بستر بسیار مناسبی برای رشد سیاسی افراد است و نظام آموزشی کشور می تواند با برنامه ریزی صحیح، حس مسئولیت پذیری دانش آموزان را بالا برده و آن ها را در امور کلان اجتماعی آماده ی مشارکت سیاسی سازد.

آموزش های اساسی برای یادگیری مشی سیاسی و روند تحولات اجتماعی و نحوه شکل گیری نظام اجتماعی برای نسل جدید ضروری است. فرزندان ما روحیه ی تعامل اجتماعی، جامعه پذیری و احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت جامعه را در سنین نوجوانی می آموزند و با حضور در صحنه های اجتماع آن را ارتقا می دهند.

3. نقش احزاب در رشد سیاسی جامعه

احزاب به عنوان تسهیل کنندگان حضور مردم در صحنه ی سیاسی کشور نقش بسیار ممتازی دارند. اساسا احزاب بدین خاطر به وجود می آیند که زمینه ی تضارب آرا بین مردم را فراهم آورند تا در نتیجه، دانش سیاسی مردم بالا رود و آمادگی لازم را برای تحمل دیدگاه های مختلف به دست آورند و نقد پذیری دیدگاه های خود را تجربه کنند.

احزاب می تواند بهترین کادرهای سیاسی را برای اداره امور کشور تربیت کنند. البته یک نکته در اینجا حائز اهمیت است و آن این است که احزابی که فقط برای کسب قدرت سیاسی و فقط در آستانه انتخابات پا به عرصه می گذارند هرگز نخواهند توانست نقش تاریخی خود را در قبال سرنوشت ملی ایفا کنند. این گونه احزاب بعد از پیروزی در کادر اجرایی کشورقرار می گیرند و حفظ حکومت و محافظه کاری را پیشه خود می سازند و در صورت عدم پیروزی نیز معمولا تعطیل شده و ادامه ی فعالیت خود را موکول به انتخابات دیگر می کنند. لذا از تربیت کادر سیاسی ورزیده غفلت می کنند و در نتیجه کل جامعه آسیب می بیند.

احزاب بر اساس قوانین مصرح اعم از قانون اساسی یا قانون احزاب باید به عنوان یک نهاد اجتماعی همواره فعال باشند و در جهت افزایش دانش سیاسی و قدرت تحلیل در جوانان برنامه ریزی نمایند و زمینه های لازم را برای تضارب آرا و اندیشه ها فراهم نمایند تا در صورت پیروزی، افراد توانمندی را در کادر حکومت قرار دهند و در صورت عدم پیروزی به نقش خودکنترلی جامه ی عمل بپوشانند و به نقد وضع موجود بپردازند تا سبب پیشرفت امور کشور باشند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، نسل های آینده با اعتقاد به حاکمیت خودشان بر سرنوشت ملی، از هیچ کوششی در جهت پیشرفت کشور دریغ نخواهند کرد.

دانشگاه ها بستر مناسبی برای تربیت سیاسی افراد است و احزاب نیز اعضای خود را از بین اقشار تحصیل کرده جذب می کنند و با تربیت آن ها کادر سیاسی آینده خود را تامین می کنند. احزاب یا ائتلاف هایی که فقط در فصل انتخابات به وجود می آیند امکان برقراری ارتباط با بدنه اجتماعی را ندارند. اذا سعی دارند با انتخاب شعارهای تند و ایجاد هیجانات کاذب سیاسی حداکثر رای ها را به سوی خود جلب کنند و چون بعد از پیروزی نیز برنامه مشخصی برای حفظ و تربیت نیروها و کادرهای آینده حزبی ندارند، موجب دل سردی قشر جوان جامعه شده و نگاه منفی آن ها را به مقوله سیاست موجب می شوند.

در حال حاضر در کشور ما به دلیل عدم حضور احزاب فراگیر معمولا گروه ها و دسته جات مختلف با گرایش های متنوع در آستانه انتخابات ائتلاف هایی انجام می دهند تا اکثریت آرا را به نفع خود جلب نمایند. لذا فرد یا حزب پیروز قبل از انتخابات نمی تواند برنامه و تیم مدیریتی مشخصی را معرفی کند و باید تابع شرایط بعد از پیروزی باشد ولی اگر نماینده مجلس یا رئیس جمهور کاندیدای یک حزب معین با اساس نامه و مرام نامه از پیش اعلام شده باشد و برنامه های مدیریتی خود را برای نظام قانون گذاری و نظام اجرایی کشور از قبل اعلام کند مردم نه به شخص بلکه به برنامه های اعلام شده رای خواهند داد و می توانند بعد از پیروزی، خواسته های خود را بر حسب برنامه های اعلام شده از حزب یا احزاب پیروز مطالبه نمایند.

البته باید افزود که سیستم حزبی بدون رشد آگاهی های اجتماعی، خطر استبداد گروهی و حاکمیت باندهای فاسد قدرت و ثروت را افزایش می دهد. بدین منظور و برای جلوگیری از حاکمیت طبقات خاص و ثروتمند که معمولا با پشتوانه ی ثروت و امکانات مادی از جریانات خاص سیاسی حمایت می کنند و در پیروزی احزاب نقش بازی می کنند و حزب پیروز را در خدمت منافع گروهی به کار می گیرند، باید همواره میزان آگاهی سیاسی و قدرت تحلیل آحاد جامعه را تقویت کرد و این مهم فقط از طریق روشن گری دانشگاهیان و روشنفکران و رهبران دینی و تقویت مطبوعات مستقل و وفادار به آرمان های ملی امکان پذیر می باشد. آری دموکراسی فقط از طریق آگاهی عمومی می تواند به پیروزی اراده ی مردم منجر شود.

4. مطبوعات و رشد سیاسی جامعه

در کشورهایی که بر اساس نظام پارلمانی اداره می شوند، برای جلب مشارکت بیش تر مردم و فراهم آوردن شرایط لازم برای آگاهی عمومی، از دو ابزار مهم استفاده می شود که اولی مطبوعات و دیگری احزاب سیاسی هستند. هم مطبوعات و هم احزاب سیاسی دو نقش عمده را ایفا می کنند. نقش اول اهرم کنترل اجتماعی و نقش دوم آگاهی بخشی اجتماعی است.

مطبوعات نبض فعال جامعه بوده و علاوه بر این که اهرم کنترل اجتماعی هستند، در بالا بردن سطح آگاهی های اجتماعی نقش عمده ای را ایفا می کنند. و از این طریق جامعه به بینش سیاسی و قدرت تحلیل دست می یابد و در نهایت مردم می توانند در انتخاب کاندیدای اصلح بر اساس بصیرت و آگاهی کافی عمل نمایند.

شکل گیری نهاد های قدرت و تضمین حضور مردم و مشارکت سیاسی آحاد ملت باید از قاعده مندی خاصی پیروی کند و برگزاری هر انتخابات به استحکام و تقویت روند دموکراسی منجر شود و موجب تلاطم مدیریتی و تنش های اجتماعی نباشد. لازمه رسیدن به این هدف تقویت مطبوعات مستقل و خردگرا و وفادار به منافع ملی و حاکمیت اراده ی مردم است.

رشد آگاهی اجتماعی و بصیرت عمومی و یافتن قدرت تحلیل سیاسی از طریق مطبوعات، دانشگاه ها، نهادهای فرهنگی و موضع گیری های شفاف سیاسی گروه ها و احزاب امکان پذیر است.

هم چنین مطبوعات و رسانه ها به عنوان چشم تیزبین جامعه می توانند زوایای انحراف احزاب را نشان داده و نقد نمایند. هر چند که معمولا احزاب نیز ارگان های رسمی دارند و از طریق روزنامه یا هفته نامه یا بولتن خبری با هواداران خود و طیف های گوناگون جامعه ارتباط برقرار می کنند. اما برای جلوگیری از فریب افکار عمومی و وارونه سازی مسائل، به هر میزان که تعداد مطبوعات مستقل و غیر حزبی در یک جامعه بیش تر باشد، نشانه رشد دموکراسی و مردم گرایی حکومت است و سبب تضمین حاکمیت اراده ی ملی می شود.

5. آسیب شناسی کاندیداها

در نظام های سیاسی پیشرفته دنیا، افراد خاصی که در طول سال های متمادی تجربه های کلان مدیریتی و سابقه حضور در مسایل اجتماعی و سیاسی را دارند، به عنوان شاخص جریانات فکری نامزد انتخابات می شوند و مردم نیز با توجه به سوابق فعالیت های اجتماعی و مدیریتی آن ها تصمیم گیری می کنند و رای می دهند. بنابراین کسی که می خواهد خود را نامزد انتخاب کند باید دارای شرایط خاصی باشد. این شرایط با توجه به قوانین کشورها متفاوت است. در نظام سیاسی ایران طی 34 سال گذشته قانون انتخابات و شرایط انتخاب شوندگان از استاندارد تثبیت شده ای برخوردار نبوده است و در دوره های مختلف خصوصا در آستانه انتخابات با رای نمایندگان مجلس دست خوش تغییر می شده است.

در چنین شرایطی سردرگمی افراد بیش تر می شود و امکان برنامه ریزی کلان از بین می رود. از باب مثال شرط مدرک تحصیلی نامزدهای مجلس در آستانه انتخابات مجلس دست خوش تغییر می شود. هم چنان که در دوره ی قبلی برای نمایندگان ادوار مختلف مجلس شرایط خاص در نظر گرفته شده و دوره نمایندگی آن ها برای داوطلبی مجلس یک مقطع تحصیلی محسوب شده است ولی برای کاندیداهای دیگر، مدارک کارشناسی ارشد یا معادل آن (به شرط ارزش استخدامی) لحاظ شده است.

هم چنین برای رجل سیاسی به عنوان یکی از شرایط کاندیدای ریاست جمهوری هنوز تعریف رسمی ارایه نشده است. یا میزان تحصیلات، سواد و سوابق شغلی برای نامزد شدن در ریاست جمهوری تا به امروز هم چنان نامشخص است. از این رو هر کسی سواد خواندن و نوشتن دارد به خود اجازه می دهد کاندیداتوری خود را اعلام کند. در حالی که در بسیاری از کشورها، شرط کاندیداتوری برای ریاست جمهوری خداقل احراز پست وزارت در دوره های گذشته یا چندین دوره نمایندگی مجلس یا جمع آوری حداقل صد و پنجاه هزار امضا یا سناتور بودن و امثال این هاست.

نظام انتخابات ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس در ایران، به تدوین آیین نامه ای پیشرفته نیاز دارد تا احزاب نیز برای کادرسازی و آماده کردن افراد واجد شرایط برای احراز سمت ریاست جمهوری یا نمایندگی مجلس برنامه ریزی کنند.

دکتر ابراهیم فتح الهی 

عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*