آخرین خبرها

غفلت نظام آموزشی کشور از اهمیت ورزش ،موسیقی و زبان خارجی

دکتر ابراهیم فتح‌الهی

Fathollahi_ebrahim@yahoo.com

 

شاید اکثر کسانی که قصداقامت طولانی مدت ،تحصیل یا مهاجرت به یکی از کشورهای اروپایی یا آمریکا را دارندو جهت اخذویزا، به سفارتخانه های کشورهای مذکور مراجعه می کنند ،درجلسات مصاحبه با این سه سوال مواجه شوند:

1_علاقه ورزشی تان چیست و در چه رشته ورزشی فعالیت دارید؟

2_رشته هنری تان چیست و به کدام نوع موسیقی علاقه دارید؟

3_باچند زبان خارجی آشنایید و به چه میزان تسلط دارید؟

 

در نگاه اول ،این سه سوال، غریب و بی ربط به نظر می رسند، اما با اندکی دقت می توان دریافت که هریک از این سوالات برای سنجش بعدی از ابعاد وجودی انسان، جهت زندگی در دنیای مدرن است . ورزش برای سلامتی جسم ، هنر برای سلامتی روح ، و زبان  برای برقراری ارتباط مفید و سالم با جامعه جهانی ، ضرورتی انکار ناپذیر است .

 

در نوشته حاضر، نگارنده برآن است که اهمیت هریک از سه موضوع ورزش ، موسیقی و آشنایی بازبان خارجی را مورد تحلیل قرار داده، ضعف نظام آموزشی کشور را در پرورش و تربیت فرزندان جامعه، برای نیل به مقاصد مذکور مورد نقد قرار دهد .

 

متاسفانه باید گفت:نظام آموزشی رسمی کشوراعم از مدارس و دانشگاهها، اهمیت عمده را به آموزشهای تئوریک می دهند ، گویی غیر از انتقال معلومات نسل پیشین ، رسالت دیگری ندارند.در این صورت معلوم نیست بااین روش تک بعدی که بر نظام آموزشی کشور حاکم است، چگونه می توان انتظار پیشرفت و تکامل داشت؟آیا با این شیوه، می توان گفت که نسل جدید برای زندگی در دنیای فردا تربیت می شود؟ایا مسوولان امر می توانند انتظار ابتکارو خلاقیت و خلق تفکرات جدید، از نسل جوان را داشته باشند؟اگر واقعا چنین انتظاری هست،پس چرااز پرورش تک بعدی فرزندان این ملت دست برنمی داریم؟ چرا نسل جدید را مجبور می کنیم محفوظات نسل قبلی را یاد بگیرند وآنرا بی کم و کاست به نسل بعدی تحویل دهند؟راستی، کجا می رویم و رو به کدام آینده داریم؟

صاحبنظران اذعان دارندکه انسان،برای زندگی موفق،نیازمند پرورش همه ابعاد وجودی خوداست. ساختار وجودی انسان ترکیبی از سه بعدجسم،اندیشه وروح است.لذا هرسه جنبه وجودی اش نیازمند پرورش و تربیت است.پرورش تک بعدی افراد،خسارات جبران ناپذیری بر پیکر اجتماع وارد می کند.می توان گفت:سلامت جسم،سلامت اندیشه و سلامت روح،سه عنصر اساسی برای کمال انسان هستند. سلامت جسم از طریق ورزش ،تربیت بدنی و تغذیه اصولی به دست می آید. تربیت عقل و اندیشه نیزدر پرتو آموزشهای صحیح در خانه و مدرسه ودانشگاه حاصل می شود. به شرطی که قدرت تفکر در افراد رشد یابد. آنچه نظام آموزشی کشور در حال حاضر پی گیر ی می کند ، رشد حافظه دانش آموزان است و قدرت بالندگی ذهن و اندیشه را بارور نمی کند. نسل جدید مجبور است اطلاعات نسل قدیم را حفظ کند و بدون اندک دخل و تصرف به نسل بعدی تحویل دهد. چون اگر غیر ازاین باشد در کنکور قبول نخواهد شدو اجازه حضور در محیط علمی و دانشگاهی را نخواهد داشت .گام بعدی تربیت روح است که نشاط زندگی از آن حاصل می شود.  و زندگی را مملو از شور و سرمستی می کند. بدین منظور باید عواطف لطیف انسانی که امانتی الهی هستند رشد یافته و شکوفا شوند . و سپس از طریق تقویت فضائل اخلاقی به مراحل کمال خود برسند. حس نوع دوستیو مهرورزی به بندگان خدا،نیکوکاری، احسان ، گذشت و فداکاری از جمله صفاتی هستندکه اگر در وجود کسی راه یابند اورا به شخصیتی رشد یافته و کامل تبدیل می کنند .

1-   ورزش، اولین گام برای زندگی موفق

ورزش ، سلامت جسمانی و بهداشت تغذیه، اولین گام در زندگی موفق است ، که بزرگان گفته اند:عقل سالم در بدن سالم است .انسان بیمار غیر از رنج و زحمتی که خود دچار آن است وعلاوه برهزینه هایی که برای درمان بیماری اش متحمل می شود، عملا نیروی کار جامعه را نیز معطل می کند . آری، جسم انسان به تغذیه صحیح، بهداشت و ورزیدگی نیاز دارد.تغذیه بی رویه، بدون رعایت بهداشت و تحرک جسمانی، عاملی مضر برای سلامتی انسان است . مدارس در ایران به دلیل گرفتاری در نظام آموزشی حافظه محور، در خصوص ارائه اطلاعات کافی در مورد تغذیه صحیح، رعایت اصول بهداشتی، شناسایی و تقویت استعدادهای ورزشی دانش آموزان برنامه ای ندارند. ساعات ورزش معمولا به بطالت می گذردو یا به جای آن دروس دیگر اجرا می شود .درنیمی از سال تحصیلی نیز به دلیل برودت هوا در مناطق سردسیری و یا به علت حرارت بیش از حد در مناطق کویری و گرمسیری و عدم سالن های کافی و امکانات ورزشی، ساعات ورزش برگزار نمی شود .آنگاه انتظار داریم تیم های جوانان ،امید وملی در میادین جهانی بدرخشند.ازطرفی هزینه های هنگفتی برای حضور تیم های ملی در عرصه رقابتهای جهانی صرف می شود ولی نتایج آنگونه نیست که بتوان بدان امید بست.همچنین هزینه های زیادی در فصل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال صرف می شود تا رضایت نسبی تماشاگران به دست آید، غافل از اینکه این هزینه ها باید از دوره مدرسه شروع شودو در دانشگاه ادامه یابد تا جوانان کشور با سلامت و شادابی کامل، مراحل رشد خود راطی کنند و  در نتیجه بتوان دهها باشگاه برتر و هزاران نفر آماده ی حضور در تیم های ملی ومسابقات جهانی را شاهد بود.

.

وظیفه نظام آموزشی کشور در امر ورزش

نظام آموزشی کشور باید از طریق ارائه آموزشهای لازم در جهت ضرورت حفظ و گسترش بهداشت عمومی، زمینه سلامت نسل ها را تامین کرده و از طریق جدی گرفتن برنامه های ورزشی مدارس و دانشگاهها ، سلامت عمومی جامعه را تضمین کند. مدارس  نباید از نقش کلیدی ورزش غافل باشند. به جای مجبور کردن دانش آموزان به حفظ متراژ و بلندی قله فلان کوه، یا طول رودخانه می سی سی پی ، یا تاریخ تولد و وفات سلاطین و امپراطوران ، بهتر است هر روز دو ساعت از وقت آموزشی مدارس را به تربیت بدنی و شناخت علایق ورزشی دانش آموزان اختصاص دهند . حتما هر دانش آموز در یک یا دو رشته ورزشی تبحر لازم را به دست آورد تا در آینده بازیکنان تیم ملی در خاطرات خود نگویند که اولین بازی ها و مسابقات را از زمین های خاکی اطراف شهر شروع کردیم. وبه جای آن ، بگویند عضو تیم ورزشی در مدرسه محل تحصیلم بودم و زیر نظر مربی ورزشی مدرسه ام آموزش دیدم. قطعا اگر چنین اتفاقی بیفتد شاهد برخی بد اخلاقی ها در میادین ورزشی نخواهیم بود و محیط های ورزشی از سلامت کامل اخلاقی برخوردار خواهند شد و در نتیجه خانواده ها شامل پدر ومادر ، دختر و پسر در کنار هم برای تماشای مسابقات  وتشویق تیم محبوبشان به میادین ورزشی خواهند آمد.

2-   هنروخلق زیباییها، دومین گام برای زندگی موفق

هنر را خلق زیبایی تعریف کرده اند. به عبارت دیگر روح آدمی در مواجهه با زیباییهای طبیعت که دفتر صنع حق تعالی است به درک مفهوم زیبایی نائل می شود و آنگاه که می خواهد به آفرینش مجدد زیبایی دست بزند ، هنر پدید می آید. پس هنرمند کسی است که بهره ای از شناخت زیبایی دارد وگرنه امکان خلق اثر هنری را نخواهد داشت . این هنر می تواند در قالب یک شعر زیبا، یک متن مسجع، یک قطعه ادبی، یک تابلوی نقاشی، عکسی از یک منظره ی طبیعی یا  تصویری از صورت و جمال معشوق باشد.و  گاه نیزبه صورت یک مجسمه ، یک اثر معماری،یک فیلمنامه یا نمایشنامه و بالاخره یک آهنگ زیبا و صوتی دلنشین ظاهر شود. موسیقی یکی از مظاهر و مصادیق هنر است که درآن وزن، صدا وآهنگ،تناسب وهماهنگی، زیبایی و احساسهای لطیف انسانی به هم در میآمیزند واثری ماندگار را خلق می کنند.

موسیقی، تلطیف کننده روح انسان

موسیقی تلطیف کننده ی روح آدمی است.انسانها فطرتا ازشنیدن آهنگ موزون ،نواهای روح نواز،صداهای نشاط آفرین،آواهای طرب انگیز وبطور کلی از نغمه هایی که به کمک تارهای صوتی از سازهای موسیقی یک نوازنده حاصل می شود  یا صداهای دلنشینی که از تارهای صوتی حنجره یک خواننده صادر می شود،لذت برده و از آن استقبال می کنند .

علاوه بر نیاز درونی انسان،ا صلی ترین الهام بخش او در گرایش به موسیقی،پیام های موسیقیایی جهان آفرینش است که نشانه های آنرا در جای جای نظام هستی می توان به تماشا نشست.در صدای پرندگان ، در غرش ابرها، در طوفان و امواج دریاها، در وزش باد، در بارش باران ، در خش خش برگهای پاییزی در زیر پای عابران این موسیقی ها را می توان شنید.  آری، زمزمه وترنم بلبلان بر شاخسارها، صدای پیچش باد در لابلای شاخ و برگ درختان، صدای بالهای زنبور عسل بر روی گلبرگها، چهچهه ی مستانه پرندگان در بهار دل انگیز و… همگی نمونه هایی از موسیقی واحد جهان، وآهنگ تسبیح موجودات است. خداوند جهان آفرین اینهمه زیبایی و نظم را آفریده و آهنگ و موسیقی را به موجودات عالم بخشیده است. پس، گوش جان لازم است تا در هماهنگی با آهنگ واحد هستی، صدای تسبیح موجودات را بشنویم.

بالاتر ازهمه اینها، نظماهنگ وموسیقی بی بدیل الفاظ قرآن است که بر پیامبر اسلام وحی شده است. علمای بلاغت از آن به عنوان یکی از وجوه اعجاز قرآن نام برده اند. چنانچه همین موسیقی الفاظ قرآن، دلیل اصلی دلنشینی ، جذابیت و حسن تاثیر آیات آن در شنوندگان بوده است و در تاریخ نمونه های زیادی نقل شده است که خیلی از افراد با شنیدن آیات قرآن شیفته و مسحور آن می شدند و ایمان می آوردند.

اینکه امروزه در کشور ما سخن گفتن در باره موسیقی تبدیل به تابو شده است یا عده ای آنرا با لهو ولعب اشتباه می گیرند، نیازمند ریشه یابی و نقد منطقی است و در جای دیگری باید بدان پرداخت. اما آنچه مسلم است این است که نمی توان جامعه را از موسیقی محروم کرد . عدم نگاه شفاف به موضوع موسیقی و عدم ارائه مدل و معیاری قابل قبول برای موسیقی متعالی، و تعیین نکردن حد و مرز موسیقی حرام با موسیقی مجاز باعث شده است که ،اولا موسیقی مبتذل و زیرزمینی رشد کند، ثانیا تصویری سخیف از موسیقی اصیل ایرانی در جهان نشان داده شود که شایسته ملت متمدن ایران با پیشینه ی ریشه دار فرهنگی نیست .

آموزش و پرورش کشور ، اهمیت چندانی به درس هنر ، خصوصا رشته موسیقی نمی دهد و فرزندان این ملت حتی با نامهای ساز های ایرانی آشنا نیستند ، چه رسد به اینکه بخواهند یک وسیله موسیقی را به دست گرفته یا نت های موسیقی را اجرا کنند.به نظر می رسد به خاطر احتیاط بیش از حد،  و برای جلوگیری از آلوده شدن موسیقی اصیل ،به لهو ولعب مجبور شده ایم از اصل آن صرف نظرکنیم . چون دیکته ای که نوشته نشده است ، کسی نمی تواندبرآن ایراد بگیرد. واین راه حلی است که نظام آموزشی کشور آنرا ترجیح داده است . حال اگر بخواهیم برای سریالهای فاخری مثل سریال امام علی(ع) ، یا فیلمی مثل روز واقعه ، موسیقی متن بگذاریم ، تازه متوجه می شویم که چقدر آهنگساز ، کم داریم و یا اصلا نداریم . روانشناسان باور دارند که بسیاری از مفاهیم تربیتی در سنین پایین، بخصوص در مهد کودک ها به کمک موسیقی قابل تعلیم است . اما چون هنوز نظام آموزشی کشور ، تکلیف خود را با ابزار وآلات موسیقی نمیداند لذا نمی تواند آئین نامه ای برای آن تدوین کند.

3-آموزش زبان خارجی، سومین گام موفقیت

بدون آشنایی با یک یا چند زبان خارجی و بین المللی ،ورود به دنیای علم ودانش وبهره مندی از تکنولوژی های برتر امکان پذیر نیست. هر زبان دنیایی جدید است که در صورت آشنایی با آن ، وارد دنیاها و اسرار نهفته جوامع بشری می شویم.  در اثر آشنایی با چند زبان زنده دنیا، قدرت تطبیق و مقایسه ی فرهنگها را پیدا می کنیم . می توانیم فرهنگ مشترک جهانی را کشف می کنیم و زبانی مشترک برای گفتگو بیابیم ، می توانیم به جای دشمنی و جنگ وستیز به تعامل سازنده با همه ی ملل روی آوریم. بزرگان گفته اند : ( الناس اعداء ماجهلوا . ) انسانها با آنچه نمی شناسند، دشمنی می ورزند. بشر امروز، برای رهایی از جنگها و خشونتها نیازمند گفتگو های سازنده است واین هدف بدون آشنایی با زبان یکدیگر ، حاصل نخواهد شد.

متاسفانه ، نظام آموزشی کشور در این زمینه نیز ناموفق است . مدارس ما در آموزش زبان خارجی اعم از عربی یا انگلیسی در پنجاه سال گذشته چه توفیقی به دست آورده اند؟ چند درصد ازدانش آموزان بعد از پایان تحصیلات دبیرستانی ، توانایی مکالمه ای ساده به زبان عربی یا انگلیسی را به دست می آورند؟ متاسفانه غیر از کسانی که در کلاسهای خصوصی یا آزاد شرکت می کنند بقیه دانش آموزان کشور از به کارگیری چند جمله ساده ، برای برقراری ارتباط با یک فرد خارجی  عاجزند . چه رسد به اینکه بخواهند یک متن علمی بنویسند یا یک مقاله علمی در کلاس درس ارائه دهند.

همه می دانیم که برای آموزش یک زبان خارجی ، دو، سه ماه حضور در یک کشور خارجی و شرکت در کلاسهای فشرده آموزش زبان کافی است . پس تمام زمانهایی که در طول دوران تحصیل، صرف آموزش زبان عربی یا انگلیسی در مدارس کشور می کنیم، عملا اتلاف عمر و سرمایه جوانان کشور است . ومتاسفانه هیچوقت فکر نکرده ایم که می توان با برگزاری دوره های مشترک با آموزش و پرورش کشور های مختلف ، و اعزام دانش آموزان در ایام تابستان به آن کشور ها ، برای همیشه مشکل زبان آموزی را برای جوانان ایرانی حل کرد. البته اگر واهمه ی این را نداشته باشیم که ممکن است جوانان ما منحرف شوند. نگارنده معتقد است که ما در تعامل با جهان چیزی از دست نمی دهیم ، بلکه برعکس، در این ارتباطات ،فرهنگ و تمدن ایرانی ، خصوصا اخلاق اسلامی جوانان ما دیگران را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*