آخرین خبرها

اتحاد اقوام ایرانی و نوروز باستانی

دکتر ابراهیم فتح الهی
fathollahi_ebrahim@yahoo.com

نوروز یکی از اصلی ترین زمینه های پیوند اجتماعی در بین مردم ایران است. پیوندهای اجتماعی از قبیل آداب و رسوم و مراسم آئینی وحدت ملی مردم یک سرزمین را به وجود می آورند و ارتباط نسل های حال و آینده را با گذشته تاریخی شان برقرار می سازند و در نتیجه موجب تقویت هویت ملی می شوند. در سرزمین ایران نوروز از قدیم الایام چنین جایگاهی داشته و توانسته است پیوند وثیق و محکمی را بین اقوام و طوایف مختلف ایرانی با انواع گویش ها، لهجه ها و اعتقادات مذهبی به وجود آورده است و علیرغم تعدد اقوام و ادیان و مذاهب در سرزمین ایران، همه افراد در ایرانی بودن احساس مشترکی دارند و این هویت جمعی مشترک، همواره سد محکمی در برابر توطئه های خارجی و دسیسه های تجزیه طلبانه داخلی بوده است.
سمبل هایی مثل نوروز به عنوان شناسنامه ی واحد ملت ایران در عرصه ی بین المللی شناخته شده و به ثبت جهانی در سازمان ملل و سازمان یونسکو رسیده است. آداب و رسوم و آئین های نوروزی ، در سال های اخیر از سوی کشورهایی چون تاجیکستان، ترکیه، افغانستان، پاکستان، آذربایجان، ترکمنستان و … نیز گرامی داشته می شود. نوروز یادآور تمدن شکوهمند ایرانیان باستان است. چنانچه در دوره ی هخامنشیان روز اول فروردین، شاهان هخامنشی بر تخت جمشید می نشستند و حاکمان سایر کشورها که تحت فرمان امپراطوری هخامنشی بودند برای سلام نوروزی به دربار هخامنشیان می آمدند.
سمبل هایی مثل نوروز و مراسمی نظیر شب یلدا و جشن برداشت محصول و دیگر مراسم آئینی که یادگار نیاکان پاک نهاد این سرزمین است باید حفظ شوند و در عرصه بین المللی معرفی شوند . اهمیت دادن به این آداب و رسوم ، غرور ملی ایرانیان را به عنوان یک ملت ریشه دار تقویت می کند و حس وطن دوستی و عشق به میهن را در آنها زنده می کند .
کشورهای همجوار ایران چه ترک ها، چه عرب ها و چه افغان ها و چه پاکستان و هند و کشورهای آسیای میانه تحت تأثیر این تمدن عظیم تاریخی قرار گرفتند و آیین های نوروز کم و بیش در این کشورها نیز حضور یافت و این به معنی صدور تمدن ایرانی است. شایسته است آئین های نوروز با تمام زیبایی هایی که به زندگی اجتماعی ایرانیان می بخشد در سطح جهان معرفی گردد. البته اگر کشورهای همسایه مثل سایر مفاخر فرهنگی و ملی ایران آن را تصاحب نکنند و به نام خود در مجامع بین المللی به ثبت نرسانند.
رمز وحدت بخش نوروز
نکته حائز اهمیت در این میان ، رمز وحدت بخش نوروز در بین اقوام ایرانی، است. نوروز متعلق به همه ایرانیان است و هیچ قوم و فرقه ی خاصی نمی تواند آن را انحصاری کرده یا مصادره کند.
کشوری مثل ایران که هم خاستگاه برخی ادیان بوده و هم از حضور ادیان مختلف در طول تاریخ استقبال کرده و هم آزادی مذهب را به عنوان یک منشور از دوره ی هخامنشیان به یادگار دارد و از طرفی به خاطر اقلیم و طبیعت جذابش اقوام زیادی را در خود جای داده است، عناصر وحدت بخش فراوانی را دارد که فراتر از قومیت، فرقه گرایی، تعصب قبیله ای و نژادی و زبانی، زمینه های همگرایی اجتماعی را در لایه های درونی جامعه به وجود می آورد. آداب و آئین های نوروز از دیرباز چنین نقشی را ایفاء کرده اند و اقوام مختلف ایرانی علیرغم تنوع در دین، مذهب، نژاد، زبان و لهجه در هویت ایرانی با هم اتحاد و اشتراک دارند و به یک میزان به خاک و سرزمین خود احساس تعلق دارند و در این میان آئین ها و مراسم نوروز سمبل و قوام بخش این وحدت ملی هستند.
هوشمندی ایرانیان و جشن های نوروز
انتخاب نوروز به عنوان جشن بزرگ ملی و سمبل وحدت ملی ایرانیان، هوشمندی مردمان ایران زمین را در هم آوایی با نظام طبیعت و همسویی با تقدیر خداوند در آفرینش، نشان می دهد. نوروز روزی است که روز و شب در آن به اعتدال می رسند. اعتدال طبیعت نشانه ی قدرت و خلاقیت خداوند است. الهام گیری از شاخصه اعتدال طبیعی می تواند زندگی انسان ها را در پرتو عدالت رقم بزند و به انتظار ظهور خورشید عدالت، پیام هایی چون حقیقت جویی، خیرخواهی ، دادگری، مهرورزی، مساوات، اخلاق گرایی، زیبایی دوستی، کمال خواهی، سعادت طلبی، نیکوکاری، علم دوستی، خردگرایی، صلح گرایی، قانونمندی و قانون گرایی و … را به جهانیان عرضه کند.
ایرانیان باستان با الهام گیری از طبیعت و نوزایی آن ،پیام های تمدنی و فرهنگی خود را بدینسان به گوش جهانیان سرودند که: ای انسان در برابر جلوه گری های حق درطبیعت ، زبان جز به ستایش عظمت خالق نباید گشاد ، وسعادت این جهان جز با مهر ورزی به خلق خدا وهمنوایی با اسرار هستی به دست نمی آید . جهان هستی جز به مهر و عشق دوام وبقا نمی یابد و این حقیقت بزرگ را می توان در ترنم بلبلان بر شاخساران ، در گردش منظم ستارگان ، در نوای پرندگان ، در آبشاران ، کوهساران ، در امواج دریا ، در سبزه زاران ، در گلستان ، در خورشید درافشان و درخشان ، در آسمان پر از کهکشان ، در گلبن جویبارها ، در آئینه رخسارها ، در ناز و عشوه گری گلنارها ، در کوی دلدادگان و راه راد مردان و وارستگان به تماشا نشست .

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*